تبليغاتX
و طهران خواب بود
 

روبراهِ اتفاقِ تازه ای هستم.
تو توی کیف پولم می خندی،باید به تقویم روی میزم اعتماد کنم این، آخرین نفس های ۸۷ است.
۸۸ حتما از هر سالی نیکو تر است.از هر سالی پر رنگ تر،خوشرنگ تر .
احساس می کنم سبزه ها سبز ترند، ماهی ها قرمز تر،سنبل ها خوش بو تر.
انگار دارد کابوس اسفند دود می شود.۸۸ را نیامده، دوست دارم.

 

+ نوشته شده در  87/12/30ساعت 0:52 قبل از ظهر  توسط الناز   | 

 

شلوار مخمل کبریتیِ سبز تیره،کت هم طیف سبز دارد،با موهایی که کمتر نه بیشتر شده،جو گندمی و فر،سبیل که دوست نمی دارم چقدر می آید به تو.با لبخند ملایم همیشگی از در که داری می روی;
آرامم.

+ نوشته شده در  87/12/05ساعت 8:40 بعد از ظهر  توسط الناز   |