بازیچه ی توست
بیشتر
دهان فنجان
بازتر
نشو
آب می شوم
زیر نگاهت
شعله را کم کن
سر می رود
می ترسم
به لی لی که دوست می دارمش
مثل تهوع قبل از قائدگی
زن بودن را القاء می کنی
به من
نحسی
به در هم نمی شوی
حتی اگر تا سیزده ۱۰ سال دیگر ، صبر کنم
طعم لبانت را دوست دارم
در دهانم که می ماسد
و تورا
که هی لیز می خوری،نمی مانی
و بهانه هایت را
که نمی شود ،
می دانی